[ 196 ] و من خطبة له ع بعثة النبی

بَعَثَهُ حِینَ لاَ عَلَمٌ قَائِمٌ وَ لاَ مَنَارٌ سَاطِعٌ وَ لاَ مَنْهَجٌ وَاضِحٌ العظة بالزهد أُوصِیكُمْ عِبَادَ اَللَّهِ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ أُحَذِّرُكُمُ اَلدُّنْیَا فَإِنَّهَا دَارُ شُخُوصٍ وَ مَحَلَّةُ تَنْغِیصٍ سَاكِنُهَا ظَاعِنٌ وَ قَاطِنُهَا بَائِنٌ تَمِیدُ بِأَهْلِهَا مَیَدَانَ اَلسَّفِینَةِ تَقْصِفُهَا اَلْعَوَاصِفُ فِی لُجَجِ اَلْبِحَارِ فَمِنْهُمُ اَلْغَرِقُ اَلْوَبِقُ وَ مِنْهُمُ اَلنَّاجِی عَلَى بُطُونِ اَلْأَمْوَاجِ تَحْفِزُهُ اَلرِّیَاحُ بِأَذْیَالِهَا وَ تَحْمِلُهُ عَلَى أَهْوَالِهَا فَمَا غَرِقَ مِنْهَا فَلَیْسَ بِمُسْتَدْرَكٍ وَ مَا نَجَا مِنْهَا فَإِلَى مَهْلَكٍ عِبَادَ اَللَّهِ اَلْآنَ فَاعْلَمُوا وَ اَلْأَلْسُنُ مُطْلَقَةٌ وَ اَلْأَبْدَانُ صَحِیحَةٌ وَ اَلْأَعْضَاءُ لَدْنَةٌ وَ اَلْمُنْقَلَبُ فَسِیحٌ وَ اَلْمَجَالُ عَرِیضٌ قَبْلَ إِرْهَاقِ اَلْفَوْتِ وَ حُلُولِ اَلْمَوْتِ فَحَقِّقُوا عَلَیْكُمْ نُزُولَهُ وَ لاَ تَنْتَظِرُوا قُدُومَهُ

[ 457 ]

187 خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

او را به رسالت فرستاد ، در زمانى كه ، هیچ نشانه‏اى برپا نبود و هیچ چراغى نمى‏تابید و هیچ راه روشنى پیش پاى مردم نبود . اى بندگان خدا ، شما را به ترس از خدا سفارش مى‏كنم . از دنیا برحذر مى‏دارم ، كه دنیا سراى رخت بربستن است و جایگاه تیره‏شدن عیشهاست . ساكن آن همواره مهیاى سفر است و آنكه در آن ، جاى گرم كرده ، آماده جدایى . دنیا اهل خود را پیوسته مى‏جنباند ، چونان سفینه‏اى كه در لجه‏هاى دریا دستخوش طوفان گردد . پاره‏اى غرقه شوند و بمیرند و برخى بر روى امواج از مرگ برهند و باد ، با وزش خود آنان را این سو و آن سو برد و گرفتار وحشت و هراس گرداند . از آن میان ، آنكه هلاك‏شده ، بازش نتوان یافت و آنكه رهایى یافته ،

باز هم رهسپار مرگ است .

اى بندگان خدا ، اكنون دست به كارى زنید ، كه زبانها باز است و تنها درست و اعضاى بدن در فرمان است و جاى بازگشت گشاده است و جولانگاه ، پهناور است .

پیش از آنكه فرصت فوت شود و مرگ فرا رسد ، فرا رسیدن مرگ را مسلم دارید و آن را آمده انگارید و انتظارش مبرید .


[ 195 ] و من خطبة له ع یحمد

اللّه و یثنی على نبیه و یعظ حمد اللّه اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِی أَظْهَرَ مِنْ آثَارِ سُلْطَانِهِ وَ جَلاَلِ كِبْرِیَائِهِ مَا حَیَّرَ مُقَلَ اَلْعُقُولِ مِنْ عَجَائِبِ قُدْرَتِهِ وَ رَدَعَ خَطَرَاتِ هَمَاهِمِ اَلنُّفُوسِ عَنْ عِرْفَانِ كُنْهِ صِفَتِهِ الشهادتان وَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ شَهَادَةَ إِیمَانٍ وَ إِیقَانٍ وَ إِخْلاَصٍ وَ إِذْعَانٍ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ وَ أَعْلاَمُ اَلْهُدَى دَارِسَةٌ وَ مَنَاهِجُ اَلدِّینِ طَامِسَةٌ فَصَدَعَ بِالْحَقِّ وَ نَصَحَ لِلْخَلْقِ وَ هَدَى إِلَى اَلرُّشْدِ وَ أَمَرَ بِالْقَصْدِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ العظة وَ اِعْلَمُوا عِبَادَ اَللَّهِ أَنَّهُ لَمْ یَخْلُقْكُمْ عَبَثاً وَ لَمْ یُرْسِلْكُمْ هَمَلاً عَلِمَ مَبْلَغَ نِعَمِهِ عَلَیْكُمْ وَ أَحْصَى إِحْسَانَهُ إِلَیْكُمْ فَاسْتَفْتِحُوهُ وَ اِسْتَنْجِحُوهُ وَ اُطْلُبُوا إِلَیْهِ وَ اِسْتَمْنِحُوهُ فَمَا قَطَعَكُمْ عَنْهُ حِجَابٌ وَ لاَ أُغْلِقَ عَنْكُمْ دُونَهُ بَابٌ وَ إِنَّهُ لَبِكُلِّ مَكَانٍ وَ فِی كُلِّ حِینٍ وَ أَوَانٍ وَ مَعَ كُلِّ إِنْسٍ وَ جَانٍّ لاَ یَثْلِمُهُ اَلْعَطَاءُ وَ لاَ یَنْقُصُهُ اَلْحِبَاءُ وَ لاَ یَسْتَنْفِدُهُ سَائِلٌ وَ لاَ یَسْتَقْصِیهِ نَائِلٌ وَ لاَ یَلْوِیهِ شَخْصٌ عَنْ شَخْصٍ وَ لاَ یُلْهِیهِ صَوْتٌ عَنْ صَوْتٍ وَ لاَ تَحْجُزُهُ هِبَةٌ عَنْ سَلْبٍ وَ لاَ یَشْغَلُهُ غَضَبٌ عَنْ رَحْمَةٍ وَ لاَ تُولِهُهُ رَحْمَةٌ عَنْ عِقَابٍ وَ لاَ یُجِنُّهُ اَلْبُطُونُ عَنِ اَلظُّهُورِ وَ لاَ یَقْطَعُهُ اَلظُّهُورُ عَنِ اَلْبُطُونِ قَرُبَ فَنَأَى وَ عَلاَ فَدَنَا وَ ظَهَرَ فَبَطَنَ وَ بَطَنَ فَعَلَنَ وَ دَانَ وَ لَمْ یُدَنْ لَمْ یَذْرَأِ اَلْخَلْقَ بِاحْتِیَالٍ وَ لاَ اِسْتَعَانَ بِهِمْ لِكَلاَلٍ أُوصِیكُمْ عِبَادَ اَللَّهِ بِتَقْوَى اَللَّهِ فَإِنَّهَا اَلزِّمَامُ وَ اَلْقِوَامُ فَتَمَسَّكُوا بِوَثَائِقِهَا وَ اِعْتَصِمُوا بِحَقَائِقِهَا تَؤُلْ بِكُمْ إِلَى أَكْنَانِ اَلدَّعَةِ وَ أَوْطَانِ اَلسَّعَةِ وَ مَعَاقِلِ اَلْحِرْزِ وَ مَنَازِلِ اَلْعِزِّ فِی یَوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ اَلْأَبْصَارُ وَ تُظْلِمُ لَهُ اَلْأَقْطَارُ وَ تُعَطَّلُ فِیهِ صُرُومُ اَلْعِشَارِ وَ یُنْفَخُ فِی اَلصُّورِ فَتَزْهَقُ كُلُّ مُهْجَةٍ وَ تَبْكَمُ كُلُّ لَهْجَةٍ وَ تَذِلُّ اَلشُّمُّ اَلشَّوَامِخُ وَ اَلصُّمُّ اَلرَّوَاسِخُ فَیَصِیرُ صَلْدُهَا سَرَاباً رَقْرَقاً وَ مَعْهَدُهَا قَاعاً سَمْلَقاً فَلاَ شَفِیعٌ یَشْفَعُ وَ لاَ حَمِیمٌ یَنْفَعُ وَ لاَ مَعْذِرَةٌ تَدْفَعُ


186 خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

ستایش خداوندى را كه آثار سلطنت و جلال و بزرگى خود را آشكار ساخت ، به گونه‏اى كه دیدگان را از شگفتیهاى قدرتش حیران ساخت و اندیشه‏ها را از شناخت كنه صفتش بازداشت . و شهادت مى‏دهم كه خدایى جز خداى یكتا نیست . شهادتى كه از ایمان و یقین و اخلاص و فرمانبردارى مایه گیرد .

و شهادت مى‏دهم كه محمد بنده او و پیامبر اوست . او را به هنگامى فرستاد كه نشانه‏هاى رستگارى از میان رفته بود و راههاى دین پوشیده بود . پس ، حق را هویدا ساخت و مردم را اندرز داد و به راه راست راه نمود و به میانه‏روى فرمان داد . درود خدا بر او و خاندانش باد .

اى بندگان خدا ، بدانید كه خداوندتان بیهوده نیافریده و چون اشتران بى‏ساربان رها ننموده ، مقدار نعمتى را كه ارزانیتان داشته مى‏داند و نیكیهایش را در حق شما شماره كرده است . پس ، پیروزى را از او بجویید و روان شدن نعمتها را از او بخواهید

[ 455 ]

و هر چه خواهید از او بطلبید . عطا و بخشش او را درخواست كنید . حجابى نیست كه شما را از او جدا سازد و درى نیست كه بر روى شما بسته ماند . او در همه جا هست ، در هر لحظه و زمان هست ، با آدمیان و پریان هست . بخشش در خزانه‏اش رخنه پدید نیاورد و هر چه عطا كند از داراییش نكاهد . خواهندگان هر چند خواهند مالش را به پایان نرسانند ، آنكه خواستار نیل عطاى اوست هرگز به پایان گنجینه‏اش نرسد . كسى او را از پرداختن به دیگرى مانع نیاید و آوازى او را از آواز دیگر مشغول نسازد . بخشیدن نعمتى از گرفتن نعمت دیگر منصرفش نكند .

آنجا كه خشم گیرد از رحمت چشم نپوشد و آمرزش یكى از عقاب دیگرى بازش ندارد . پنهان بودنش ، پرده آشكار شدنش نیست و آشكار بودنش او را از نهان بودنش جدا نكند . نزدیك است و دور از دسترس . بالاست و با همه نزدیك . آشكار است و پنهان است . پنهان است و آشكار است . همه را پاداش دهد و كس او را پاداش ندهد . آفریدگان را به چاره‏گرى نیافرید و از آنان به سبب رنج و ملال یارى نخواست .

اى بندگان خدا ، شما را به ترس از خدا سفارش مى‏كنم ، كه ترس از خدا به مثابه مهار شماست و نیز سبب برپایى شماست . به ریسمانهاى محكم تقوا درآویزید و به حقایق آن چنگ بزنید تا شما را به مواضع نهانى آسودگى برد . و به اوطان وسعت و فراخى سوق دهد و به حصارهاى استوار و منازل عزت بكشاند . در روزى كه از حیرت چشمها در چشمخانه‏ها بگردد و همه جا را تاریكى فراگیرد و شتران آبستن بى‏نگهبانى رها شوند . و در صور دمیده شود و جانها از تنها بیرون آیند و زبانها لال گردد و كوههاى بلند و صخره‏هاى استوار خرد شده و بریزند آنسان ، كه از دور چون سرابهاى لرزان در نظر آیند و آبادیها ، زمینى خشك و هموار شوند . در آن روز ، شفیعى نیست كه شفاعت كند و دوستى نیست كه به دفاع برخیزد و هیچ پوزشى سودمند نیفتد .



[ 194 ] و من خطبة له ع یصف فیها المنافقین

نَحْمَدُهُ عَلَى مَا وَفَّقَ لَهُ مِنَ اَلطَّاعَةِ وَ ذَادَ عَنْهُ مِنَ اَلْمَعْصِیَةِ وَ نَسْأَلُهُ لِمِنَّتِهِ تَمَاماً وَ بِحَبْلِهِ اِعْتِصَاماً وَ نَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ خَاضَ إِلَى رِضْوَانِ اَللَّهِ كُلَّ غَمْرَةٍ وَ تَجَرَّعَ فِیهِ كُلَّ غُصَّةٍ وَ قَدْ تَلَوَّنَ لَهُ اَلْأَدْنَوْنَ وَ تَأَلَّبَ عَلَیْهِ اَلْأَقْصَوْنَ وَ خَلَعَتْ إِلَیْهِ اَلْعَرَبُ أَعِنَّتَهَا وَ ضَرَبَتْ إِلَى مُحَارَبَتِهِ بُطُونَ رَوَاحِلِهَا حَتَّى أَنْزَلَتْ بِسَاحَتِهِ عَدَاوَتَهَا مِنْ أَبْعَدِ اَلدَّارِ وَ أَسْحَقِ اَلْمَزَارِ أُوصِیكُمْ عِبَادَ اَللَّهِ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ أُحَذِّرُكُمْ أَهْلَ اَلنِّفَاقِ فَإِنَّهُمُ اَلضَّالُّونَ اَلْمُضِلُّونَ وَ اَلزَّالُّونَ اَلْمُزِلُّونَ یَتَلَوَّنُونَ أَلْوَاناً وَ یَفْتَنُّونَ اِفْتِنَاناً وَ یَعْمِدُونَكُمْ بِكُلِّ عِمَادٍ وَ یَرْصُدُونَكُمْ بِكُلِّ مِرْصَادٍ قُلُوبُهُمْ دَوِیَّةٌ وَ صِفَاحُهُمْ نَقِیَّةٌ یَمْشُونَ اَلْخَفَاءَ وَ یَدِبُّونَ اَلضَّرَاءَ وَصْفُهُمْ دَوَاءٌ وَ قَوْلُهُمْ شِفَاءٌ وَ فِعْلُهُمُ اَلدَّاءُ اَلْعَیَاءُ حَسَدَةُ اَلرَّخَاءِ وَ مُؤَكِّدُو اَلْبَلاَءِ وَ مُقْنِطُو اَلرَّجَاءِ لَهُمْ بِكُلِّ طَرِیقٍ صَرِیعٌ وَ إِلَى كُلِّ قَلْبٍ شَفِیعٌ وَ لِكُلِّ شَجْوٍ دُمُوعٌ یَتَقَارَضُونَ اَلثَّنَاءَ وَ یَتَرَاقَبُونَ اَلْجَزَاءَ إِنْ سَأَلُوا أَلْحَفُوا وَ إِنْ عَذَلُوا كَشَفُوا وَ إِنْ حَكَمُوا أَسْرَفُوا قَدْ أَعَدُّوا لِكُلِّ حَقٍّ بَاطِلاً وَ لِكُلِّ قَائِمٍ مَائِلاً وَ لِكُلِّ حَیٍّ قَاتِلاً وَ لِكُلِّ بَابٍ مِفْتَاحاً وَ لِكُلِّ لَیْلٍ مِصْبَاحاً یَتَوَصَّلُونَ إِلَى اَلطَّمَعِ بِالْیَأْسِ لِیُقِیمُوا بِهِ أَسْوَاقَهُمْ وَ یُنْفِقُوا بِهِ أَعْلاَقَهُمْ یَقُولُونَ فَیُشَبِّهُونَ وَ یَصِفُونَ فَیُمَوِّهُونَ قَدْ هَوَّنُوا اَلطَّرِیقَ وَ أَضْلَعُوا اَلْمَضِیقَ فَهُمْ لُمَةُ اَلشَّیْطَانِ وَ حُمَةُ اَلنِّیرَانِ أُولئِكَ حِزْبُ اَلشَّیْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اَلشَّیْطانِ هُمُ اَلْخاسِرُونَ


185 خطبه‏اى از آن حضرت ( ع ) در وصف منافقان

مى‏ستاییمش كه توفیق طاعت داده و از معصیت دور داشته . از او خواهیم تمام كردن احسانش را بر ما و چنگ زدن در ریسمان او را . و شهادت مى‏دهیم كه محمد ( صلى الله علیه و آله ) بنده و پیامبر اوست . براى خشنودى او در هر ورطه‏اى فرو شد و هر شرنگ گلوگیر را سركشید ، تا آنجا كه ، نزدیكان او رنگ دگرگون كردند و دوران بر ضد او گرد آمدند . عربها تا بر او تازند مهارها از سرها برگرفتند و براى تاختن بر او بر شكم مركبها تازیانه زدند تا از دورترین اقامتگاههاى خود كینه‏توزى خود را در محل و مأواى او فرود آوردند .

اى بندگان خدا ، شما را به ترس از خدا سفارش مى‏كنم و از منافقان بر حذر مى‏دارم . منافقان ، گمراهان و گمراه‏كنندگان‏اند . خود خطا كارند و دیگران را هم به خطا اندازند . هر بار رنگى به خود گیرند و هر روز سخنى دیگر گویند و شیوه‏اى دیگر انگیزند و تا شما را گمراه كنند به هر وسیله چنگ مى‏زنند و در هر جا به كمین مى‏نشینند . دلهایشان بیمار است ، بیماریى درمان‏ناپذیر ، ولى ظاهرشان آراسته و پاكیزه است . در خفا این سو و آن سو روند و چون خزندگان درون جنگلها ، نرم و پوشیده راه مى‏سپرند . سخن گفتنشان به دارو ماند و به زبان ، شفاى دیگران خواهند ،

ولى به عمل دردى درمان ناپذیرند . اگر دیگران در راحت باشند ، رشك برند كه به جد خواستار بلایند و رشته امیدها را مى‏برند . در هر راهى ، كسانى را فداى خود كرده ، به خاك هلاك افكنده‏اند و ایشان را نزد هر دلى شفاعتگرى است . بر هر غمى سرشكها

[ 453 ]

افشانده‏اند . مدح و ثنا به یكدیگر وام دهند و منتظر پاداشش باشند . اگر چیزى را خواهند ، به اصرار خواهند و اگر مورد ملامت قرار گیرند ، پرده درى كنند و اگر داورى كنند به اسراف گرایند . براى هر حقى باطلى مهیا كرده‏اند و براى هر راستى ، كژى . و براى هر زنده‏اى ، كشنده‏اى و براى هر درى كلیدى و براى هر شبى ، چراغى .

نومید نمایى را وسیله آزمندى خود سازند تا بازار خود گرم دارند و كالاى خود به بهاى بیشتر بفروشند . سخن باطل مى‏گویند و حق جلوه مى‏دهند تا دیگران را به اشتباه افكنند . اگر توصیف مى‏كنند ، تزویر مى‏كنند . طریق باطل را آماده و آسان جلوه دهند و گذرگاههاى تنگ آن را پرپیچ و خم سازند تا رونده در آن سرگشته بماند . گروه شیطان‏اند و زبانه‏هاى آتش . « آنان حزب شیطانند و بدانید كه حزب شیطان زیانكاران‏اند . » 1



[ 193 ] و من خطبة له ع یصف فیها المتقین

رُوِیَ أَنَّ صَاحِباً لِأَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ ع یُقَالُ لَهُ هَمَّامٌ كَانَ رَجُلاً عَابِداً فَقَالَ لَهُ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ صِفْ لِیَ اَلْمُتَّقِینَ حَتَّى كَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیْهِمْ فَتَثَاقَلَ ع عَنْ جَوَابِهِ ثُمَّ قَالَ یَا هَمَّامُ اِتَّقِ اَللَّهَ وَ أَحْسِنْ فَ إِنَّ اَللَّهَ مَعَ اَلَّذِینَ اِتَّقَوْا وَ اَلَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ فَلَمْ یَقْنَعْ هَمَّامٌ بِهَذَا اَلْقَوْلِ حَتَّى عَزَمَ عَلَیْهِ فَحَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَیْهِ وَ صَلَّى عَلَى اَلنَّبِیِّ ص ثُمَّ قَالَ ع أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ اَلْخَلْقَ حِینَ خَلَقَهُمْ غَنِیّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ لِأَنَّهُ لاَ تَضُرُّهُ مَعْصِیَةُ مَنْ عَصَاهُ وَ لاَ تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُ فَقَسَمَ بَیْنَهُمْ مَعَایِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ اَلدُّنْیَا مَوَاضِعَهُمْ فَالْمُتَّقُونَ فِیهَا هُمْ أَهْلُ اَلْفَضَائِلِ مَنْطِقُهُمُ اَلصَّوَابُ وَ مَلْبَسُهُمُ اَلاِقْتِصَادُ وَ مَشْیُهُمُ اَلتَّوَاضُعُ غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اَللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى اَلْعِلْمِ اَلنَّافِعِ لَهُمْ نُزِّلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِی اَلْبَلاَءِ كَالَّتِی نُزِّلَتْ فِی اَلرَّخَاءِ وَ لَوْ لاَ اَلْأَجَلُ اَلَّذِی كَتَبَ اَللَّهُ عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِی أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَیْنٍ شَوْقاً إِلَى اَلثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ اَلْعِقَابِ عَظُمَ اَلْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ فَهُمْ وَ اَلْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ اَلنَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُونَ قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌ وَ أَجْسَادُهُمْ نَحِیفَةٌ وَ حَاجَاتُهُمْ خَفِیفَةٌ وَ أَنْفُسُهُمْ عَفِیفَةٌ صَبَرُوا أَیَّاماً قَصِیرَةً أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَةً طَوِیلَةً تِجَارَةٌ مُرْبِحَةٌ یَسَّرَهَا لَهُمْ رَبُّهُمْ أَرَادَتْهُمُ اَلدُّنْیَا فَلَمْ یُرِیدُوهَا وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا أَمَّا اَللَّیْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِینَ لِأَجْزَاءِ اَلْقُرْآنِ یُرَتِّلُونَهَا تَرْتِیلاً یُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ یَسْتَثِیرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ فَإِذَا مَرُّوا بِآیَةٍ فِیهَا تَشْوِیقٌ رَكَنُوا إِلَیْهَا طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إِلَیْهَا شَوْقاً وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبَ أَعْیُنِهِمْ وَ إِذَا مَرُّوا بِآیَةٍ فِیهَا تَخْوِیفٌ أَصْغَوْا إِلَیْهَا مَسَامِعَ قُلُوبِهِمْ وَ ظَنُّوا أَنَّ زَفِیرَ جَهَنَّمَ وَ شَهِیقَهَا فِی أُصُولِ آذَانِهِمْ فَهُمْ حَانُونَ عَلَى أَوْسَاطِهِمْ مُفْتَرِشُونَ لِجِبَاهِهِمْ وَ أَكُفِّهِمْ وَ رُكَبِهِمْ وَ أَطْرَافِ أَقْدَامِهِمْ یَطْلُبُونَ إِلَى اَللَّهِ تَعَالَى فِی فَكَاكِ رِقَابِهِمْ وَ أَمَّا اَلنَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِیَاءُ قَدْ بَرَاهُمُ اَلْخَوْفُ بَرْیَ اَلْقِدَاحِ یَنْظُرُ إِلَیْهِمُ اَلنَّاظِرُ فَیَحْسَبُهُمْ مَرْضَى وَ مَا بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ وَ یَقُولُ لَقَدْ خُولِطُوا وَ لَقَدْ خَالَطَهُمْ أَمْرٌ عَظِیمٌ لاَ یَرْضَوْنَ مِنْ أَعْمَالِهِمُ اَلْقَلِیلَ وَ لاَ یَسْتَكْثِرُونَ اَلْكَثِیرَ فَهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ مُشْفِقُونَ إِذَا زُكِّیَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا یُقَالُ لَهُ فَیَقُولُ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِی مِنْ غَیْرِی وَ رَبِّی أَعْلَمُ بِی مِنِّی بِنَفْسِی اَللَّهُمَّ لاَ تُؤَاخِذْنِی بِمَا یَقُولُونَ وَ اِجْعَلْنِی أَفْضَلَ مِمَّا یَظُنُّونَ وَ اِغْفِرْ لِی مَا لاَ یَعْلَمُونَ فَمِنْ عَلاَمَةِ أَحَدِهِمْ أَنَّكَ تَرَى لَهُ قُوَّةً فِی دِینٍ وَ حَزْماً فِی لِینٍ وَ إِیمَاناً فِی یَقِینٍ وَ حِرْصاً فِی عِلْمٍ وَ عِلْماً فِی حِلْمٍ وَ قَصْداً فِی غِنًى وَ خُشُوعاً فِی عِبَادَةٍ وَ تَجَمُّلاً فِی فَاقَةٍ وَ صَبْراً فِی شِدَّةٍ وَ طَلَباً فِی حَلاَلٍ وَ نَشَاطاً فِی هُدًى وَ تَحَرُّجاً عَنْ طَمَعٍ یَعْمَلُ اَلْأَعْمَالَ اَلصَّالِحَةَ وَ هُوَ عَلَى وَجَلٍ یُمْسِی وَ هَمُّهُ اَلشُّكْرُ وَ یُصْبِحُ وَ هَمُّهُ اَلذِّكْرُ یَبِیتُ حَذِراً وَ یُصْبِحُ فَرِحاً حَذِراً لِمَا حُذِّرَ مِنَ اَلْغَفْلَةِ وَ فَرِحاً بِمَا أَصَابَ مِنَ اَلْفَضْلِ وَ اَلرَّحْمَةِ إِنِ اِسْتَصْعَبَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فِیمَا تَكْرَهُ لَمْ یُعْطِهَا سُؤْلَهَا فِیمَا تُحِبُّ قُرَّةُ عَیْنِهِ فِیمَا لاَ یَزُولُ وَ زَهَادَتُهُ فِیمَا لاَ یَبْقَى یَمْزُجُ اَلْحِلْمَ بِالْعِلْمِ وَ اَلْقَوْلَ بِالْعَمَلِ تَرَاهُ قَرِیباً أَمَلُهُ قَلِیلاً زَلَلُهُ خَاشِعاً قَلْبُهُ قَانِعَةً نَفْسُهُ مَنْزُوراً أَكْلُهُ سَهْلاً أَمْرُهُ حَرِیزاً دِینُهُ مَیِّتَةً شَهْوَتُهُ مَكْظُوماً غَیْظُهُ اَلْخَیْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ وَ اَلشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ إِنْ كَانَ فِی اَلْغَافِلِینَ كُتِبَ فِی اَلذَّاكِرِینَ وَ إِنْ كَانَ فِی اَلذَّاكِرِینَ لَمْ یُكْتَبْ مِنَ اَلْغَافِلِینَ یَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ یُعْطِی مَنْ حَرَمَهُ وَ یَصِلُ مَنْ قَطَعَهُ بَعِیداً فُحْشُهُ لَیِّناً قَوْلُهُ غَائِباً مُنْكَرُهُ حَاضِراً مَعْرُوفُهُ مُقْبِلاً خَیْرُهُ مُدْبِراً شَرُّهُ فِی اَلزَّلاَزِلِ وَقُورٌ وَ فِی اَلْمَكَارِهِ صَبُورٌ وَ فِی اَلرَّخَاءِ شَكُورٌ لاَ یَحِیفُ عَلَى مَنْ یُبْغِضُ وَ لاَ یَأْثَمُ فِیمَنْ یُحِبُّ یَعْتَرِفُ بِالْحَقِّ قَبْلَ أَنْ یُشْهَدَ عَلَیْهِ لاَ یُضِیعُ مَا اُسْتُحْفِظَ وَ لاَ یَنْسَى مَا ذُكِّرَ وَ لاَ یُنَابِزُ بِالْأَلْقَابِ وَ لاَ یُضَارُّ بِالْجَارِ وَ لاَ یَشْمَتُ بِالْمَصَائِبِ وَ لاَ یَدْخُلُ فِی اَلْبَاطِلِ وَ لاَ یَخْرُجُ مِنَ اَلْحَقِّ إِنْ صَمَتَ لَمْ یَغُمَّهُ صَمْتُهُ وَ إِنْ ضَحِكَ لَمْ یَعْلُ صَوْتُهُ وَ إِنْ بُغِیَ عَلَیْهِ صَبَرَ حَتَّى یَكُونَ اَللَّهُ هُوَ اَلَّذِی یَنْتَقِمُ لَهُ نَفْسُهُ مِنْهُ فِی عَنَاءٍ وَ اَلنَّاسُ مِنْهُ فِی رَاحَةٍ أَتْعَبَ نَفْسَهُ لِآخِرَتِهِ وَ أَرَاحَ اَلنَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ بُعْدُهُ عَمَّنْ تَبَاعَدَ عَنْهُ زُهْدٌ وَ نَزَاهَةٌ وَ دُنُوُّهُ مِمَّنْ دَنَا مِنْهُ لِینٌ وَ رَحْمَةٌ لَیْسَ تَبَاعُدُهُ بِكِبْرٍ وَ عَظَمَةٍ وَ لاَ دُنُوُّهُ بِمَكْرٍ وَ خَدِیعَةٍ قَالَ فَصَعِقَ هَمَّامٌ صَعْقَةً كَانَتْ نَفْسُهُ فِیهَا فَقَالَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ ع أَمَا وَ اَللَّهِ لَقَدْ كُنْتُ أَخَافُهَا عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ أَ هَكَذَا تَصْنَعُ اَلْمَوَاعِظُ اَلْبَالِغَةُ بِأَهْلِهَا فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ فَمَا بَالُكَ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ ع وَیْحَكَ إِنَّ لِكُلِّ أَجَلٍ وَقْتاً لاَ یَعْدُوهُ وَ سَبَباً لاَ یَتَجَاوَزُهُ فَمَهْلاً لاَ تَعُدْ لِمِثْلِهَا فَإِنَّمَا نَفَثَ اَلشَّیْطَانُ عَلَى لِسَانِكَ


184 خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

گویند كه امیر المؤمنین ( ع ) را مصاحبى بود به نام همام كه مردى عبادت پیشه بود . روزى گفتش كه اى امیر المؤمنین ، پرهیزگاران را برایم وصف كن . آنسان كه گویى در آنها مى‏نگرم . على ( ع ) در پاسخش درنگ كرد ، سپس گفت :

اى همّام از خدا بترس و نیكوكار باش كه خدا با كسانى است كه پرهیزگارى كنند و نیكوكارند .

[ 445 ]

همّام بدین سخن قانع نشد و على ( ع ) را سوگند داد . على ( ع ) حمد و ثناى خداى به جاى آورد و بر محمد ( ص ) و خاندانش درود فرستاد سپس فرمود :

اما بعد ، خداوند ، سبحانه و تعالى ، موجودات را بیافرید ، و چون بیافرید از فرمانبرداریشان بى‏نیاز بود و از نافرمانیشان در امان . زیرا نه نافرمانى نافرمایان او را زیانى رساند و نه فرمانبردارى فرمانبرداران سودى . آنگاه روزیهایشان را میانشان تقسیم كرد و جاى هر یك را در این جهان معین ساخت . پس پرهیزگاران را در این جهان فضیلتهاست . گفتارشان به صواب مقرون است و راه و رسمشان بر اعتدال و رفتارشان با فروتنى آمیخته . از هر چه خداوند بر آنها حرام كرده است ، چشم مى‏پوشند و گوش بر دانستن چیزى نهاده‏اند كه آنان را سودى رساند . آنچنان به بلا خو گرفته‏اند كه گویى در آسودگى هستند . اگر مدت عمرى نبود كه خداوند برایشان مقرر داشته ، به سبب شوقى كه به پاداش نیك و بیمى كه از عذاب روز بازپسین دارند ، چشم بر هم زدنى جانهایشان در بدنهایشان قرار نمى‏گرفت . تنها آفریدگار در نظرشان بزرگ است و جز او هر چه هست در دیدگانشان خرد مى‏نماید . با بهشت چنان‏اند كه گویى مى‏بینندش و غرق نعمتهایش هستند . و با دوزخ چنانند كه گویى مى‏بینندش و به عذاب آن گرفتارند . دلهایشان اندوهگین است و مردمان از آسیبشان در امان‏اند . بدنهاشان لاغر است و نیازهاشان اندك است و نفسهایشان به زیور عفت آراسته است . روزى چند در بلا پاى مى‏فشرند و از پى آن آسایشى ابدى دارند . این معاملت ، كه پروردگارشان نیز برایشان آسانش ساخته است ، سود بسیار دهد . دنیا در طلب آنهاست و آنها از دنیاگریزان‏اند . به اسارتشان مى‏گیرد ولى جانهاى خویش به فدیه دهند تا از اسارت برهند .

اما شبها ، همچنان برپاى ایستاده‏اند تا جزء جزء كتاب خدا را بخوانند . مى‏خوانند و آرام و با تأنّى و تدبّر مى‏خوانند . به هنگام خواندنش خود را اندوهگین مى‏سازند و داروى درد خویش از آن مى‏جویند . چون به آیتى رسند كه در آن بشارتى باشد ، بدان میل كنند و در آن طمع بندند و چنانكه گویى در برابر چشمانشان جاى دارد ،

جانهاشان به شوق دیدار سر مى‏كشد و چون به آیتى رسند كه در آن وعید عذاب باشد گوش دل بدان مى‏سپارند و پندارند كه اكنون بانگ جوش و خروش جهنم در

[ 447 ]

گوششان پیچیده است . در برابر پروردگارشان میان خم كرده‏اند و پیشانى و كف دست و زانو و نوك پاى بر زمین نهاده‏اند و از خداوند تعالى مى‏طلبند كه آزادیشان بخشد .

اما در روزها ، عالمان‏اند ، بردباران‏اند ، نیكوكاران‏اند ، پرهیزكاران‏اند . بیم خداوندشان چنان تراشیده كه تیرگران تیر را بتراشند . چون بیننده‏اى در آنان نگرد ،

پندارد كه بیمارند و حال آنكه ، بیمار نیستند و گوید بى‏شك در عقلشان خللى است .

آرى ، كارى بزرگشان به خود مشغول داشته .

از اعمال خویش چون اندك باشد ، ناخشنودند و چون بسیار باشد در نظرشان اندك نماید ، كه اینان پیوسته خود را متهم مى‏دارند و از آنچه مى‏كنند بیمناك‏اند .

چون یكیشان را به پاكى بستایند ، از آنچه درباره‏اش مى‏گویند بیمناك مى‏شود و مى‏گوید كه من خود به خویشتن آگاهترم و پروردگار من به من از من آگاهتر است . اى پروردگار من ، مرا به آنچه مى‏گویند مؤاخذت مكن ، مرا بهتر از آنچه مى‏پندارند بگردان و گناهان مرا كه از آن بى‏خبرند ، بیامرز .

از نشانه‏هاى یكیشان این است كه مى‏بینى كه در كار دین نیرومند است و در عین دوراندیشى نرمخوى و ایمانش همراه با یقین است و به علم آزمند و علمش آمیخته به حلم و توانگریش همراه با میانه‏روى است و عبادتش پیوسته با خشوع . در عین بینوایى محتشم است و در عین سختى ، صابر . در طلب حلال است و در جستجوى هدایت شادمان . از آزمندى به دور است . در آن حال ، كه به كارهاى شایسته مى‏پردازد ، دلش بیمناك است . سپاسگویان روز را به شب مى‏آورد و ذكرگویان شب را به روز مى‏رساند . شب را در عین هراس مى‏گذراند و شادمانه دیده به دیدار صبح مى‏گشاید . هراسش از غفلتى است كه مبادا گریبانگیرش شود و شادمانیش از فضل و رحمتى است كه نصیبش گشته .

اگر نفسش در طلب چیزى ناخوشایند سركشى كند ، پاى مى‏فشرد تا خواهشش را برنیاورد . شادمانى دلش ، چیزى است كه پایدار است و پرهیزش ، از چیزى كه نمى‏پاید . دانش را به بردبارى آمیخته است و گفتار را با كردار . او را بینى كه آرزویش كوتاه است و خطایش اندك . دلش خاشع است و نفسش قانع . خوردنش اندك است

[ 449 ]

و كارهایش آسان و ، دینش محفوظ و ، امیالش مرده و خشمش ، فرو خورده .

به خیرش امید است و از شرش ایمنى . اگر در جمع غافلان باشد ، نامش را در زمره ذاكران نویسند و اگر در میان ذاكران باشد ، در شمار غافلانش نیاورند .

اگر بر او ستمى رود ، عفو كند و به آن كس ، كه محرومش داشته ، بخشش نماید . و با هر كه از او ببرد ، پیوند كند . زشتگویى از او دور است . گفتارش نرم است . ناپسندى در او ناپیداست و نیكوكارى در او هویدا . همواره خیرش روى آورده و شرش پشت كرده باشد . در شدایدى كه دیگران را مى‏لرزاند ، او از جاى نمى‏شود و در مكاره شكیبایى را از دست نمى‏هلد و چون در امن و راحت باشد ، سپاس حق به جاى آورد . بر كسى كه دشمن دارد ستم روا ندارد و محبت دیگران به گناهش نكشاند .

پیش از آنكه بر زیانش شهادت دهند ، او خود به حقیقت اعتراف مى‏كند . و چون به پاسدارى امرى وادارندش ، ضایعش نمى‏گذارد . آنچه را كه خواهند كه به خاطر بسپارد از یاد نمى‏برد . دیگران را با القاب زشت نمى‏خواند .

به همسایه زیان نمى‏رساند . به هنگام مصایب شماتت روا نمى‏دارد . به باطل وارد نمى‏شود و از حق پاى بیرون نمى‏نهد . اگر خاموش باشد از خاموشى خویش غمگین نمى‏گردد . صدا به خنده بلند نمى‏كند . چون بر او ستمى رود صبر مى‏كند تا خدا انتقامش را بستاند . خود را به رنج مى‏افكند و مردم از او در راحت‏اند .

براى روز بازپسین ، خویشتن به مشقت مى‏اندازد و مردم را راحت مى‏رساند . از هر كه دورى گزیند به سبب پارسایى و پاكى است و به هر كه نزدیك شود به سبب نرمخویى و رحمت است . نه دورى گزیدنش از روى تكبر است و نه نزدیك شدنش از روى مكر و خدعه .

گوید كه همّام از این سخن بیهوش شد و در آن بیهوشى جان داد . امیر المؤمنین گفت كه :

بر جانش بیمناك بودم .

سپس فرمود :

[ 451 ]

آرى ، اندرزهاى رسا به هر كه اهلش باشد چنین كند .

یكى گفت : یا امیر المؤمنین تو خود چگونه‏اى ؟ گفت :

واى بر تو ، مرگ هر كس را زمانى است كه از او در نگذرد و سببى است كه از آن بیرون نرود از اینگونه سخنان بازایست كه شیطان بر زبان تو دمیده است .

[ 191 ] و من خطبة له ع یحمد

اللّه و یثنی على نبیه و یوصی بالزهد و التقوى اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلْفَاشِی فِی اَلْخَلْقِ حَمْدُهُ وَ اَلْغَالِبِ جُنْدُهُ وَ اَلْمُتَعَالِی جَدُّهُ أَحْمَدُهُ عَلَى نِعَمِهِ اَلتُّؤَامِ وَ آلاَئِهِ اَلْعِظَامِ اَلَّذِی عَظُمَ حِلْمُهُ فَعَفَا وَ عَدَلَ فِی كُلِّ مَا قَضَى وَ عَلِمَ مَا یَمْضِی وَ مَا مَضَى مُبْتَدِعِ اَلْخَلاَئِقِ بِعِلْمِهِ وَ مُنْشِئِهِمْ بِحُكْمِهِ بِلاَ اِقْتِدَاءٍ وَ لاَ تَعْلِیمٍ وَ لاَ اِحْتِذَاءٍ لِمِثَالِ صَانِعٍ حَكِیمٍ وَ لاَ إِصَابَةِ خَطَإٍ وَ لاَ حَضْرَةِ مَلَإٍ الرسول الأعظم وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اِبْتَعَثَهُ وَ اَلنَّاسُ یَضْرِبُونَ فِی غَمْرَةٍ وَ یَمُوجُونَ فِی حَیْرَةٍ قَدْ قَادَتْهُمْ أَزِمَّةُ اَلْحَیْنِ وَ اِسْتَغْلَقَتْ عَلَى أَفْئِدَتِهِمْ أَقْفَالُ اَلرَّیْنِ الوصیة بالزهد و التقوى عِبَادَ اَللَّهِ أُوصِیكُمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ فَإِنَّهَا حَقُّ اَللَّهِ عَلَیْكُمْ وَ اَلْمُوجِبَةُ عَلَى اَللَّهِ حَقَّكُمْ وَ أَنْ تَسْتَعِینُوا عَلَیْهَا بِاللَّهِ وَ تَسْتَعِینُوا بِهَا عَلَى اَللَّهِ فَإِنَّ اَلتَّقْوَى فِی اَلْیَوْمِ اَلْحِرْزُ وَ اَلْجُنَّةُ وَ فِی غَدٍ اَلطَّرِیقُ إِلَى اَلْجَنَّةِ مَسْلَكُهَا وَاضِحٌ وَ سَالِكُهَا رَابِحٌ وَ مُسْتَوْدَعُهَا حَافِظٌ لَمْ تَبْرَحْ عَارِضَةً نَفْسَهَا عَلَى اَلْأُمَمِ اَلْمَاضِینَ مِنْكُمْ وَ اَلْغَابِرِینَ لِحَاجَتِهِمْ إِلَیْهَا غَداً إِذَا أَعَادَ اَللَّهُ مَا أَبْدَى وَ أَخَذَ مَا أَعْطَى وَ سَأَلَ عَمَّا أَسْدَى فَمَا أَقَلَّ مَنْ قَبِلَهَا وَ حَمَلَهَا حَقَّ حَمْلِهَا أُولَئِكَ اَلْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ هُمْ أَهْلُ صِفَةِ اَللَّهِ سُبْحَانَهُ إِذْ یَقُولُ وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ اَلشَّكُورُ فَأَهْطِعُوا بِأَسْمَاعِكُمْ إِلَیْهَا وَ أَلِظُّوا بِجِدِّكُمْ عَلَیْهَا وَ اِعْتَاضُوهَا مِنْ كُلِّ سَلَفٍ خَلَفاً وَ مِنْ كُلِّ مُخَالِفٍ مُوَافِقاً أَیْقِظُوا بِهَا نَوْمَكُمْ وَ اِقْطَعُوا بِهَا یَوْمَكُمْ وَ أَشْعِرُوهَا قُلُوبَكُمْ وَ اِرْحَضُوا بِهَا ذُنُوبَكُمْ وَ دَاوُوا بِهَا اَلْأَسْقَامَ وَ بَادِرُوا بِهَا اَلْحِمَامَ وَ اِعْتَبِرُوا بِمَنْ أَضَاعَهَا وَ لاَ یَعْتَبِرَنَّ بِكُمْ مَنْ أَطَاعَهَا أَلاَ فَصُونُوهَا وَ تَصَوَّنُوا بِهَا وَ كُونُوا عَنِ اَلدُّنْیَا نُزَّاهاً وَ إِلَى اَلْآخِرَةِ وُلاَّهاً وَ لاَ تَضَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ اَلتَّقْوَى وَ لاَ تَرْفَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ اَلدُّنْیَا وَ لاَ تَشِیمُوا بَارِقَهَا وَ لاَ تَسْمَعُوا نَاطِقَهَا وَ لاَ تُجِیبُوا نَاعِقَهَا وَ لاَ تَسْتَضِیئُوا بِإِشْرَاقِهَا وَ لاَ تُفْتَنُوا بِأَعْلاَقِهَا فَإِنَّ بَرْقَهَا خَالِبٌ وَ نُطْقَهَا كَاذِبٌ وَ أَمْوَالَهَا مَحْرُوبَةٌ وَ أَعْلاَقَهَا مَسْلُوبَةٌ أَلاَ وَ هِیَ اَلْمُتَصَدِّیَةُ اَلْعَنُونُ وَ اَلْجَامِحَةُ اَلْحَرُونُ وَ اَلْمَائِنَةُ اَلْخَئُونُ وَ اَلْجَحُودُ اَلْكَنُودُ وَ اَلْعَنُودُ اَلصَّدُودُ وَ اَلْحَیُودُ اَلْمَیُودُ حَالُهَا اِنْتِقَالٌ وَ وَطْأَتُهَا زِلْزَالٌ وَ عِزُّهَا ذُلٌّ وَ جِدُّهَا هَزْلٌ وَ عُلْوُهَا سُفْلٌ دَارُ حَرَبٍ وَ سَلَبٍ وَ نَهْبٍ وَ عَطَبٍ أَهْلُهَا عَلَى سَاقٍ وَ سِیَاقٍ وَ لَحَاقٍ وَ فِرَاقٍ قَدْ تَحَیَّرَتْ مَذَاهِبُهَا وَ أَعْجَزَتْ مَهَارِبُهَا وَ خَابَتْ مَطَالِبُهَا فَأَسْلَمَتْهُمُ اَلْمَعَاقِلُ وَ لَفَظَتْهُمُ اَلْمَنَازِلُ وَ أَعْیَتْهُمُ اَلْمَحَاوِلُ فَمِنْ نَاجٍ مَعْقُورٍ وَ لَحْمٍ مَجْزُورٍ وَ شِلْوٍ مَذْبُوحٍ وَ دَمٍ مَسْفُوحٍ وَ عَاضٍّ عَلَى یَدَیْهِ وَ صَافِقٍ بِكَفَّیْهِ وَ مُرْتَفِقٍ بِخَدَّیْهِ وَ زَارٍ عَلَى رَأْیِهِ وَ رَاجِعٍ عَنْ عَزْمِهِ وَ قَدْ أَدْبَرَتِ اَلْحِیلَةُ وَ أَقْبَلَتِ اَلْغِیلَةُ وَ لاَتَ حِینَ مَنَاصٍ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ قَدْ فَاتَ مَا فَاتَ وَ ذَهَبَ مَا ذَهَبَ وَ مَضَتِ اَلدُّنْیَا لِحَالِ بَالِهَا فَما بَكَتْ عَلَیْهِمُ اَلسَّماءُ وَ اَلْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِینَ

[ 561 ]

233

خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

ستایش خداوندى را كه ستایش او در آفریدگانش منتشر است و لشكرش پیروز است و متعالى است عظمتش . سپاس مى‏گوییم به سبب نعمتهاى دمادم او و بخششهاى بزرگ او . خداوندى كه بردباریش بسیار است و در مى‏گذرد و مى‏بخشاید .

در هر چه داورى كند به عدالت داورى كند و به آنچه گذشته است و مى‏گذرد ، آگاه است . پدیدآورنده موجودات است به علم خود و آفریننده آنهاست به حكمت خود .

بى‏آنكه به كسى اقتدا كند یا از كسى بیاموزد ، یا از نمونه كار صانع حكیمى بهره‏مند گردد و بى‏آنكه مرتكب خطایى شود یا با جماعتى مشورت نماید و شهادت مى‏دهم كه محمد بنده او و پیامبر اوست . او را مبعوث داشت در حالى كه ، مردم در گرداب جهالت و گمراهى گرفتار بودند و بر امواج حیرت سرگشته . افسارشان به دست مرگ و تباهى بود ، به هر جا كه مى‏خواست مى‏بردشان و بر دلهاشان قفلهاى ضلالت زده بود .

اى بندگان خدا ، شما را به ترس از خدا سفارش مى‏كنم كه تقوا حق خداست بر شما و حق شما را بر خدا سبب شود . از خداى یارى جویید كه به تقوایتان یارى دهد و از تقوا مدد خواهید كه حق پروردگارتان را بگزارید . امروز ، تقوا براى شما سپر است و پناهگاه و فردا راهى است كه شما را به بهشت مى‏رساند . راه تقوا راهى روشن است كه هر كه در آن راه رود سود برد . و آنكه امانت‏دار تقوا است نگه دارنده تقوا است . تقوا همواره خود را بر امتهاى گذشته و امتهاى برجاى مانده به سبب نیازى ، كه روز رستاخیز بدان دارند ، عرضه داشته ، زیرا فردا ، خداوند آنچه را پدیدار كرده بازگرداند و آنچه را داده باز ستاند و از آنچه بخشیده بازخواست نماید .

چه اندك‏اند كسانى كه پذیراى تقوا گشته‏اند و آنسان ، كه شایسته آن است بر خود هموار مى‏كنند . آرى ، شمار اینان اندك است و اینان همانهایند كه خدا در توصیفشان گفته است : « و اندكى از بندگان من سپاسگزارند . » ( 1 ) پس گوش به تقوى دارید و با كوشش تمام بدان روى نهید ، ملازم آن شوید و آن را عوض و جانشین سازید براى هر چه از دست داده‏اید و در برابر مخالف اگر با تقوا موافق باشید شما را كافى است .

[ 563 ]

به نیروى تقوا از خواب بیدار شوید و روزتان را با آن سپرى سازید ، و شعار دل خود گردانید . گناهانتان را با آب تقوا بشویید و بیماریهایتان را درمان كنید و با آن مرگ را به پیشباز روید . از آنان كه تقوا را ضایع گذاشته‏اند عبرت گیرید و مبادا كه خود سبب عبرت كسانى شوید كه در فرمان تقوا هستند . هان ، در نگهداشت تقوا بكوشید تا تقوا نیز شما را نگه دارد . از دنیا دورى گزینید و شیفته و مشتاق آخرت باشید . كسى را كه تقوا برافراشته ،

پست مسازید و آن را كه دنیا برافراشته ، بر میفرازید . چشم طمع به برق و باران دنیا مدوزید و به سخن آن گوش مسپارید . آنكه شما را به دنیا فرا مى‏خواند ، پاسخش مدهید .

از پرتو دنیا روشنى مخواهید و فریب نعمتهاى گرانبهایش را مخورید كه برقش بى‏باران است ، سخنش دروغ است ، ثروتهایش دستخوش غارت است و نفایس آن ربوده شده .

بدانید ، كه دنیا چونان روسپى زنى است كه چهره مى‏نماید و بزودى چهره مى‏پوشد . یا چون توسنى است سركش كه كس را ركاب ندهد . دروغگویى است خیانتكار ، منكرى است كافر نعمت . ستیزه‏جویى است ، چون اشترى كه به راه نمى‏آید ، كج مى‏رود و از راه دور مى‏افتد . سرشتش بى‏ثباتى و انتقال است از كسى به دیگر كس . قرارگاهش متزلزل و بیقرار است . عزّتش ذلّت است و جدّ آن هزل است ،

بلندیش پستى است . جایگاه ربودن است و غارت و هلاكت . مردمش همواره رفتن را برپاى ایستاده‏اند تا به سوى مرگ رانده شوند . اگر به یكى مى‏رسند از دیگرى جدا مى‏افتند . راههایش همه سرگردانى و گریزگاههایش ، بى‏سرانجامى است و خواسته‏هایش به نومیدى كشنده . پناهگاههایش پناه جویان را تسلیم دشمن كند و منازلش ساكنانش را بیرون افكند و چاره‏اندیشیها ، ملولشان كرده . هر كه هست یا رها شده‏اى است مجروح یا گوشتى پوست بركنده یا جسدى است بى‏سر یا خونى است ریخته شده . یكى از پشیمانى دست به دندان گزد ، یكى از تأسّف دست بر دست زند ،

یكى سر در گریبان برده و به سبب اعمالش خود را سرزنش كند و مى‏خواهد از عزم خود بازگردد . ولى چاره از دست شده و مرگ ناگهانى در رسیده است و « لات حین مناص » و جاى گریز نیست . هیهات ، هیهات ، از دست شد هر چه از دست شد و رفت آنچه رفت و دنیا آنگونه ، كه دلخواهش بود ، سپرى گردید . « نه آسمان بر آنها گریست و نه زمین و نه به آنها مهلت داده شد . » 1


[ 190 ] و من خطبة له ع یحمد

اللّه و یثنی على نبیه و یعظ بالتقوى حمد اللّه أَحْمَدُهُ شُكْراً لِإِنْعَامِهِ وَ أَسْتَعِینُهُ عَلَى وَظَائِفِ حُقُوقِهِ عَزِیزَ اَلْجُنْدِ عَظِیمَ اَلْمَجْدِ الثناء على النبی وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ دَعَا إِلَى طَاعَتِهِ وَ قَاهَرَ أَعْدَاءَهُ جِهَاداً عَنْ دِینِهِ لاَ یَثْنِیهِ عَنْ ذَلِكَ اِجْتِمَاعٌ عَلَى تَكْذِیبِهِ وَ اِلْتِمَاسٌ لِإِطْفَاءِ نُورِهِ العظة بالتقوى فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَى اَللَّهِ فَإِنَّ لَهَا حَبْلاً وَثِیقاً عُرْوَتُهُ وَ مَعْقِلاً مَنِیعاً ذِرْوَتُهُ وَ بَادِرُوا اَلْمَوْتَ وَ غَمَرَاتِهِ وَ اِمْهَدُوا لَهُ قَبْلَ حُلُولِهِ وَ أَعِدُّوا لَهُ قَبْلَ نُزُولِهِ فَإِنَّ اَلْغَایَةَ اَلْقِیَامَةُ وَ كَفَى بِذَلِكَ وَاعِظاً لِمَنْ عَقَلَ وَ مُعْتَبَراً لِمَنْ جَهِلَ وَ قَبْلَ بُلُوغِ اَلْغَایَةِ مَا تَعْلَمُونَ مِنْ ضِیقِ اَلْأَرْمَاسِ وَ شِدَّةِ اَلْإِبْلاَسِ وَ هَوْلِ اَلْمُطَّلَعِ وَ رَوْعَاتِ اَلْفَزَعِ وَ اِخْتِلاَفِ اَلْأَضْلاَعِ وَ اِسْتِكَاكِ اَلْأَسْمَاعِ وَ ظُلْمَةِ اَللَّحْدِ وَ خِیفَةِ اَلْوَعْدِ وَ غَمِّ اَلضَّرِیحِ وَ رَدْمِ اَلصَّفِیحِ فَاللَّهَ اَللَّهَ عِبَادَ اَللَّهِ فَإِنَّ اَلدُّنْیَا مَاضِیَةٌ بِكُمْ عَلَى سَنَنٍ وَ أَنْتُمْ وَ اَلسَّاعَةُ فِی قَرَنٍ وَ كَأَنَّهَا قَدْ جَاءَتْ بِأَشْرَاطِهَا وَ أَزِفَتْ بِأَفْرَاطِهَا وَ وَقَفَتْ بِكُمْ عَلَى صِرَاطِهَا وَ كَأَنَّهَا قَدْ أَشْرَفَتْ بِزَلاَزِلِهَا وَ أَنَاخَتْ بِكَلاَكِلِهَا وَ اِنْصَرَمَتِ اَلدُّنْیَا بِأَهْلِهَا وَ أَخْرَجَتْهُمْ مِنْ حِضْنِهَا فَكَانَتْ كَیَوْمٍ مَضَى أَوْ شَهْرٍ اِنْقَضَى وَ صَارَ جَدِیدُهَا رَثّاً وَ سَمِینُهَا غَثّاً فِی مَوْقِفٍ ضَنْكِ اَلْمَقَامِ وَ أُمُورٍ مُشْتَبِهَةٍ عِظَامٍ وَ نَارٍ شَدِیدٍ كَلَبُهَا عَالٍ لَجَبُهَا سَاطِعٍ لَهَبُهَا مُتَغَیِّظٍ زَفِیرُهَا مُتَأَجِّجٍ سَعِیرُهَا بَعِیدٍ خُمُودُهَا ذَاكٍ وُقُودُهَا مَخُوفٍ وَعِیدُهَا عَمٍ قَرَارُهَا مُظْلِمَةٍ أَقْطَارُهَا حَامِیَةٍ قُدُورُهَا فَظِیعَةٍ أُمُورُهَا وَ سِیقَ اَلَّذِینَ اِتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى اَلْجَنَّةِ زُمَراً قَدْ أُمِنَ اَلْعَذَابُ وَ اِنْقَطَعَ اَلْعِتَابُ وَ زُحْزِحُوا عَنِ اَلنَّارِ وَ اِطْمَأَنَّتْ بِهِمُ اَلدَّارُ وَ رَضُوا اَلْمَثْوَى وَ اَلْقَرَارَ اَلَّذِینَ كَانَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی اَلدُّنْیَا زَاكِیَةً وَ أَعْیُنُهُمْ بَاكِیَةً وَ كَانَ لَیْلُهُمْ فِی دُنْیَاهُمْ نَهَاراً تَخَشُّعاً وَ اِسْتِغْفَارًا وَ كَانَ نَهَارُهُمْ لَیْلاً تَوَحُّشاً وَ اِنْقِطَاعاً فَجَعَلَ اَللَّهُ لَهُمُ اَلْجَنَّةَ مَآباً وَ اَلْجَزَاءَ ثَوَاباً وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها فِی مُلْكٍ دَائِمٍ وَ نَعِیمٍ قَائِمٍ فَارْعَوْا عِبَادَ اَللَّهِ مَا بِرِعَایَتِهِ یَفُوزُ فَائِزُكُمْ وَ بِإِضَاعَتِهِ یَخْسَرُ مُبْطِلُكُمْ وَ بَادِرُوا آجَالَكُمْ بِأَعْمَالِكُمْ فَإِنَّكُمْ مُرْتَهَنُونَ بِمَا أَسْلَفْتُمْ وَ مَدِینُونَ بِمَا قَدَّمْتُمْ وَ كَأَنْ قَدْ نَزَلَ بِكُمُ اَلْمَخُوفُ فَلاَ رَجْعَةً تَنَالُونَ وَ لاَ عَثْرَةً تُقَالُونَ اِسْتَعْمَلَنَا اَللَّهُ وَ إِیَّاكُمْ بِطَاعَتِهِ وَ طَاعَةِ رَسُولِهِ وَ عَفَا عَنَّا وَ عَنْكُمْ بِفَضْلِ رَحْمَتِهِ اِلْزَمُوا اَلْأَرْضَ وَ اِصْبِرُوا عَلَى اَلْبَلاَءِ وَ لاَ تُحَرِّكُوا بِأَیْدِیكُمْ وَ سُیُوفِكُمْ فِی هَوَى أَلْسِنَتِكُمْ وَ لاَ تَسْتَعْجِلُوا بِمَا لَمْ یُعَجِّلْهُ اَللَّهُ لَكُمْ فَإِنَّهُ مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ عَلَى فِرَاشِهِ وَ هُوَ عَلَى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ مَاتَ شَهِیداً وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اَللَّهِ وَ اِسْتَوْجَبَ ثَوَابَ مَا نَوَى مِنْ صَالِحِ عَمَلِهِ وَ قَامَتِ اَلنِّیَّةُ مَقَامَ إِصْلاَتِهِ لِسَیْفِهِ فَإِنَّ لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ مُدَّةً وَ أَجَلاً


[ 557 ]

232

خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

ستایش مى‏كنم او را به شكرانه نعمتش و از او یارى مى‏خواهم بر اداى حقوقش .

پیروزمند است لشكرش ، بلند مرتبه است و بزرگ . و شهادت مى‏دهم كه محمد ( صلى الله علیه و آله ) بنده و پیامبر اوست . مردم را به فرمانبردارى او فراخواند و در جهاد براى پیروزى دینش ، دشمنانش را مقهور ساخت . همدست شدن كافران بر تكذیب رسالت او و سعیشان در خاموش كردن نور او از انجام دادن رسالتش باز نداشت . پس به ریسمان تقوا چنگ در زنید ، كه پرهیزگارى را ریسمانى است با دستگیره‏هاى محكم و پناهگاهى است با بلندایى استوار و نفوذناپذیر . به پیشباز مرگ و سختیهاى آن روید و پیش از آنكه بر شما فرود آید ، پذیراى آن گردید و پیش از آنكه ، در رسد خود را مهیاى آن سازید . كه قیامت پایان كار است و آن را كه از خرد برخوردار است ، مرگ اندرزدهنده است و براى آنكه از خرد بهره‏اى ندارد مایه عبرت است .

پیش از رسیدن به قیامت خود مى‏دانید كه تنگى گور است و شدت اندوه نومیدى و بلا و وحشت از منظره آن جهان دیگر و پى در پى رسیدن صحنه‏هاى هول انگیز و در هم شدن استخوانها به سبب شدت فشار و كر شدن گوشها و تاریكى قبر و ترس از وعده عذاب و انباشته شدن گور و سنگ نهادن بر آن .

الله ، الله ، اى بندگان خدا . دنیا شما را بر یك راه [ راه قیامت ] مى‏گذراند و شما و قیامت به یك ریسمان بسته شده‏اید . گویى كه قیامت نشانه‏هاى خود را آشكار ساخته و طلایه‏هایش نزدیك شده و شما را بر راه خود نگه داشته . گویى هم اكنون زلزله‏هایش در رسیده و چون اشترى سینه بر زمین هشته . دنیا از اهل خود بریده است و آنان را از آغوش پرستارى خویش دور ساخته . و گویى سراسر آن روزى بود و گذشت یا ماهى بود و به پایان رسید . تازه‏اش كهنه شد و فربه آن لاغر گردید . در جایهایى تنگ و كارهایى درهم و بزرگ . آتشى كه سخت است عذابش و فروزان است ، شعله‏اش و بلند است ، لهیبش و خشمناك است ، خروشش و درخشان است ،

[ 559 ]

زبانه‏اش و انتظار خاموشیش نمى‏رود . آتش گیره‏اش شعله‏ور است . تهدیدهایش خوف‏انگیز است . قرارگاهش راه به جایى ندارد و اقطارش غرقه در ظلمت است .

دیگهایش در جوشش است و هر چه هست دشوارى است و مشقت . « و آنان را كه از پروردگارشان ترسیده‏اند گروه گروه به بهشت مى‏برند . » 1 از عذاب ایمن‏اند و از عتاب و سرزنش آزاد و از آتش دور . سرایشان مطمئن و از جایگاه و قرارگاه خود خشنود . اینان ، كسانى بوده‏اند كه اعمالشان در این دنیا پسندیده بود و چشمانشان اشكبار . در دنیا شبشان ، چون روز بود و همه خشوع و استغفار و روزشان چون شب بود ، در تنهایى و بریدن از مردم . خداوند بهشت را جاى بازگشت آنان گردانید و ثوابشان ارزانى داشت . آنان سزاوار بهشت و اهل آن بودند و آنها شایسته ثواب خدا بودند ، در ملكى همیشگى و نعمتى برقرار .

پس اى بندگان خدا ، پاس دارید چیزى را كه رستگاران شما ، بدان رستگار شدند و تبهكارانتان با ضایع گذاشتن آن ، زیانمند گشتند . با كردارهاى خود بر اجلهاى خود پیشى گیرید . شما در گرو اعمالى هستید كه به سلف خریده‏اید و پاداش اعمالى را مى‏گیرید كه از پیش فرستاده‏اید . گویى آن حادثه خوفناك بر شما وارد شده و راه بازگشتتان بسته گردیده و از لغزشهایتان رهایى ندارید . خداوند ما و شما را به طاعت خود و فرمانبردارى رسول خود وادارد . و به فضل و رحمتش گناهان ما و شما را عفو كند .

پاى بر زمین محكم كنید و بر بلاها شكیبا باشید . مباد كه دستها و شمشیرهاتان را در راه خواهشهاى زبانهاى خود به كار برید . بر كارى كه بدان مكلفتان نساخته مشتابید كه هر كس از شما در بستر خود بمیرد ، در حالى كه ، حق خداى خود و پیامبرش و خاندان پیامبرش را شناخته باشد ، شهید مرده است و پاداش آن با خداست و ثواب كارهاى نیكى را كه در نیت داشته به او خواهد داد . نیت وى چون كشیدن شمشیرى است برّان . هر چیز را مدت و پایانى است .



[ 189 ] و من كلام له ع فی الإیمان و وجوب الهجرة أقسام الإیمان

فَمِنَ اَلْإِیمَانِ مَا یَكُونُ ثَابِتاً مُسْتَقِرّاً فِی اَلْقُلُوبِ وَ مِنْهُ مَا یَكُونُ عَوَارِیَّ بَیْنَ اَلْقُلُوبِ وَ اَلصُّدُورِ إِلَى أَجَلٍ مَعْلُومٍ فَإِذَا كَانَتْ لَكُمْ بَرَاءَةٌ مِنْ أَحَدٍ فَقِفُوهُ حَتَّى یَحْضُرَهُ اَلْمَوْتُ فَعِنْدَ ذَلِكَ یَقَعُ حَدُّ اَلْبَرَاءَةِ وجوب الهجرة وَ اَلْهِجْرَةُ قَائِمَةٌ عَلَى حَدِّهَا اَلْأَوَّلِ مَا كَانَ لِلَّهِ فِی أَهْلِ اَلْأَرْضِ حَاجَةٌ مِنْ مُسْتَسِرِّ اَلْإِمَّةِ وَ مُعْلِنِهَا لاَ یَقَعُ اِسْمُ اَلْهِجْرَةِ عَلَى أَحَدٍ إِلاَّ بِمَعْرِفَةِ اَلْحُجَّةِ فِی اَلْأَرْضِ فَمَنْ عَرَفَهَا وَ أَقَرَّ بِهَا فَهُوَ مُهَاجِرٌ وَ لاَ یَقَعُ اِسْمُ اَلاِسْتِضْعَافِ عَلَى مَنْ بَلَغَتْهُ اَلْحُجَّةُ فَسَمِعَتْهَا أُذُنُهُ وَ وَعَاهَا قَلْبُهُ صوبة الإیمان إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لاَ یَحْمِلُهُ إِلاَّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ وَ لاَ یَعِی حَدِیثَنَا إِلاَّ صُدُورٌ أَمِینَةٌ وَ أَحْلاَمٌ رَزِینَةٌ علم الوصی أَیُّهَا اَلنَّاسُ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَلَأَنَا بِطُرُقِ اَلسَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ اَلْأَرْضِ قَبْلَ أَنْ تَشْغَرَ بِرِجْلِهَا فِتْنَةٌ تَطَأُ فِی خِطَامِهَا وَ تَذْهَبُ بِأَحْلاَمِ قَوْمِهَا


[ 555 ]

231

سخنى از آن حضرت ( ع )

گونه‏اى از ایمان است كه ثابت است و در درون دلها جایگزین و گونه‏اى است كه میان دلها و سینه‏ها عاریت است تا آن روز معلوم [ یعنى مرگ ] ، پس هرگاه خواستید از كسى بیزارى جویید ، تأمّل كنید تا زمان مرگش فرا رسد . اینجاست مرز بیزارى جستن با مرز بیزارى نجستن .

هجرت از ضلالت به هدایت همانگونه ، كه واجب بود باز هم واجب است .

خداوند را به مردم روى زمین نیازى نیست ، چه آنان كه ایمان خویش پنهان دارند و چه آنان كه آشكار كنند . نام مهاجر بر كسى ننهند مگر آنكه حجت خداى بر روى زمین را بشناسد ، پس ، هر كه او را شناخت و به او اقرار آورد مهاجر است . و نام مستضعف بر كسى كه خبر حجت خدا به او برسد و به گوش خود بشنود و در دلش جاى گیرد ، صادق نباشد .

حقیقت امر ما سخت است و بر مردم سخت آید . كسى آن را نتواند برداشت مگر بنده مؤمنى كه خدا قلبش را براى ایمان آزموده است و حدیث ما را فرا نگیرد جز سینه‏هاى امین و خردهاى استوار .

اى مردم از من بپرسید پیش از آنكه مرا نیابید [ كه ما به راههاى آسمان داناتریم از راههاى زمین ] . و پیش از آنكه فتنه چونان اشترى گریخته از صاحب خود گام بردارد و مهار خود زیر پاى درنوردد و خردمندان را سرگردان سازد .