[ 229 ] و من كلام له ع فی وصف بیعته بالخلافة قال الشریف و قد تقدم مثله بألفاظ مختلفة

وَ بَسَطْتُمْ یَدِی فَكَفَفْتُهَا وَ مَدَدْتُمُوهَا فَقَبَضْتُهَا ثُمَّ تَدَاكَكْتُمْ عَلَیَّ تَدَاكَّ اَلْإِبِلِ اَلْهِیمِ عَلَى حِیَاضِهَا یَوْمَ وِرْدِهَا حَتَّى اِنْقَطَعَتِ اَلنَّعْلُ وَ سَقَطَ اَلرِّدَاءُ وَ وُطِئَ اَلضَّعِیفُ وَ بَلَغَ مِنْ سُرُورِ اَلنَّاسِ بِبَیْعَتِهِمْ إِیَّایَ أَنِ اِبْتَهَجَ بِهَا اَلصَّغِیرُ وَ هَدَجَ إِلَیْهَا اَلْكَبِیرُ وَ تَحَامَلَ نَحْوَهَا اَلْعَلِیلُ وَ حَسَرَتْ إِلَیْهَا اَلْكِعَابُ


[ 527 ]

220 سخنى از آن حضرت ( ع )

در وصف بیعت با او به خلافت . نظیر این سخن با الفاظى دیگر ، پیش از این گذشت .

دستم را گشودید و من آن را بستم ، دستم را كشیدید و من آن را نگه داشتم سپس ، بر من هجوم آوردید آنسان ، كه اشتران تشنه در نوبت آب خوردن به آبگیرها هجوم آورند ، چندان كه بند كفش برید و ردا از دوش افتاد و ناتوان در زیر پاها مالیده شد .

خوشحالى مردم در بیعت با من به حدى رسید كه خردان ، شادمانه و پیران ، لنگان و لرزان و بیماران با درد و رنج فراوان و دوشیزگان ، بى‏نقاب به سوى من شتافتند .


[ 228 ] و من كلام له ع یرید به بعض أصحابه

لِلَّهِ بَلاَءُ فُلاَنٍ فَلَقَدْ قَوَّمَ اَلْأَوَدَ وَ دَاوَى اَلْعَمَدَ وَ أَقَامَ اَلسُّنَّةَ وَ خَلَّفَ اَلْفِتْنَةَ ذَهَبَ نَقِیَّ اَلثَّوْبِ قَلِیلَ اَلْعَیْبِ أَصَابَ خَیْرَهَا وَ سَبَقَ شَرَّهَا أَدَّى إِلَى اَللَّهِ طَاعَتَهُ وَ اِتَّقَاهُ بِحَقِّهِ رَحَلَ وَ تَرَكَهُمْ فِی طُرُقٍ مُتَشَعِّبَةٍ لاَ یَهْتَدِی بِهَا اَلضَّالُّ وَ لاَ یَسْتَیْقِنُ اَلْمُهْتَدِی

سخنى از آن حضرت ( ع ) خداوند ، سرزمینى را كه فلان از آنجا برخاسته ، بركت دهاد . كژیها را راست كرد و بیماریها را علاج نمود و سنت را برپاى داشت و فتنه را پشت سر افكند . پاكدامن و كم عیب از این جهان برفت ، به نیكوییهاى آن دست یافت و از بدیهایش پیشى جست تا بدان نیالاید . اطاعت خدا را به جاى آورد و آنچنانكه باید ، از او ترسید . بار سفر بست و خود برفت و مردم را در راههاى گوناگون رها كرد . كه گمراهان در آن ، راه نمى‏یابند و آنكه راه یافته بر سر یقین خویش نمى‏ماند


[ 227 ] و من دعاء له ع یلجأ فیه إلى

اللّه لیهدیه إلى الرشاد اَللَّهُمَّ إِنَّكَ آنَسُ اَلْآنِسِینَ لِأَوْلِیَائِكَ وَ أَحْضَرُهُمْ بِالْكِفَایَةِ لِلْمُتَوَكِّلِینَ عَلَیْكَ تُشَاهِدُهُمْ فِی سَرَائِرِهِمْ وَ تَطَّلِعُ عَلَیْهِمْ فِی ضَمَائِرِهِمْ وَ تَعْلَمُ مَبْلَغَ بَصَائِرِهِمْ فَأَسْرَارُهُمْ لَكَ مَكْشُوفَةٌ وَ قُلُوبُهُمْ إِلَیْكَ مَلْهُوفَةٌ إِنْ أَوْحَشَتْهُمُ اَلْغُرْبَةُ آنَسَهُمْ ذِكْرُكَ وَ إِنْ صُبَّتْ عَلَیْهِمُ اَلْمَصَائِبُ لَجَئُوا إِلَى اَلاِسْتِجَارَةِ بِكَ عِلْماً بِأَنَّ أَزِمَّةَ اَلْأُمُورِ بِیَدِكَ وَ مَصَادِرَهَا عَنْ قَضَائِكَ اَللَّهُمَّ إِنْ فَهِهْتُ عَنْ مَسْأَلَتِی أَوْ عَمِیتُ عَنْ طِلْبَتِی فَدُلَّنِی عَلَى مَصَالِحِی وَ خُذْ بِقَلْبِی إِلَى مَرَاشِدِی فَلَیْسَ ذَلِكَ بِنُكْرٍ مِنْ هِدَایَاتِكَ وَ لاَ بِبِدْعٍ مِنْ كِفَایَاتِكَ اَللَّهُمَّ اِحْمِلْنِی عَلَى عَفْوِكَ وَ لاَ تَحْمِلْنِی عَلَى عَدْلِكَ

دعایى از آن حضرت ( ع )

بارخدایا ، تو به دوستانت از همه دوستانشان مهربانترى و بر آنان كه به تو توكل كنند از هركس دیگر كارسازتر . درون پرده رازشان را مى‏بینى و بر ضمایرشان آگاهى و اندازه بصیرتشان را مى‏شناسى و اسرارشان بر تو آشكار است و دلهایشان در حسرت دیدار تو سوخته است .

اگر غربت به وحشتشان افكند یاد تو انس و آرامش آنهاست و اگر باران مصایب بر سرشان ببارد به پناه جستن از تو روى آرند . زیرا مى‏دانند كه زمام همه كارها به دست توست و هر چه شود به مشیت و قضاى توست .

بارخدایا ، اگر زبانم از سؤال عاجز است یا ندانم چسان روى سؤال به درگاه تو آرم ، مرا به آنچه صلاح من در آن است ، راه بنماى و دلم را به جایى كه رستگارى من آنجاست ، متوجه ساز كه چنین رهنمودها از تو بعید نیست و چنین كارسازیها از تو شگفت نباشد . بارخدایا ، با من به بخشایش خود رفتار كن و به عدالت خود رفتار مكن .